تجلیل از نهضت روشن گری در افغانستان

همه ساله در سومين روز عيد قربان شماري از استادان دانشگاه ها و روشنفکران زير شعار از "غبار تا بلخي" از مزار سيد اسماعيل بلخي، ميرغلام محمد غبار و عبدالرحمان محمودي بازديد نموده و در رابطه شخصيت آنها سخنراني می کنند.

امسال نيز شماري  از استادان دانشگاه ها و فرهنگيان مانند دوکتور سيد عسکر موسوي مشاور فرهنگي وزارت تحصيلات عالي، سيف الدين سيحون استاد اقتصاد در دانشگاه کابل و شماري ديگر از روشنفکران با حضور بر سر مزار اين سه شخصيت از کارکردها و مبارزات آنها ياد بود به عمل آوردند.

آقاي سيحون در سخنراني اش بر مزار دوکتور عبدالرحمان محمودي گفت که اين سه شخصيت در تمام زندگي براي اعاده عدالت مبارزه کردند:"اين ها اساسا براي گذار از بحران، براي برپايي عدالت و قانونيت و نظام مدني و سياسي سعي خود شان را کردند و تفکري را ايجاد کردند که حالا ما در پي آن هستيم."

سيحون گفت که هر سه شخصيت ضد استبداد بودند و براي عدالت مبارزه کرده اند:"هرسه چهره اي که به تجليل از آنها نشسته ايم، صد درصد چهره هاي سياسي هستند. ضد استبداد بودند و براي عدالت مبارزه کردند."

سعي براي عقب گشت

آقاي سيحون در سخنراني خود گفت که مردم افغانستان با آنکه سالها برضد استبداد مبارزه کرده اند اما هميشه پس از پايان مبارزه در برپايي نظام مبتني برعدالت و جامعه مدني آگاه، ناکام مانده اند.

سيحون افزود مردم افغانستان پس از سي سال مبارزه حالا يک بار ديگر شاهد سعي و تلاش براي عقب گشت سياسي هستند و با و جود تلاش ها براي ايجاد نظام مردم سالار، مردم افغانستان در حال باختن چنين نظامي هستند:"بالاخره پس از هزاران غسل خون، مردم ما در برپايي نظام سياسي و مدني آگاه عقب مي مانند و امروز تقلاها و سعي به عقب گشت را در جامعه ما به وضاحت و روشني مي بينيم."

نهضت روشن فکري

برنامه بازديد از مزار شخصيت هاي مبارز افغانستان در سال هاي اخير هميشه تکرار مي شود و روشنفکران در سخنراني هاي شان از تلاش هاي نهضت روشنفکري افغانستان تجليل مي کنند.

سيد عالم اميني تحليلگر مسايل سياسي مي گويد، دوکتور محمودي اولين مبارزي بود که دست به تظاهرات جاده اي زد. او سپس سالهاي سال در زندان به سر برد. آقاي اميني در رابطه به مبارزه مير غلام محمد غبار چنين مي گويد:"علامه مرحوم غبار، مورخ آزادي خواهي افغانستان و موسس حزب وطن است سالهاي سال تبعيد بوده، زنداني بوده و کتاب وزيني را که در تاريخ افغانستان بي نظير است  نوشته کرده است."

به گفته آقاي اميني اگر شهيد بلخي مبارزات غلام محمد غبار و داکتر محمودي را ادامه نمي داد، آرمان هاي نهضت روشن گري افغانستان خاموش مي شد:"علامه سيد اسماعيل بلخي که پس از اين دوچهره بزرگ تقريبا مي رفت که نهضت منقطع شود و علامه شهيد بلخي رهبر نهضت روشنفکري افغانستان بود و 14 سال زندان را بخاطر نهضت روشن فکري سپري کرد." 

بازديد از مزار شخصيت هايي که براي روشنگري درافغانستان مبارزه کرده اند درحالي صورت مي گيرد که تجليل از اين شخصيت ها درمحافل سياسي جايي ندارد ودرحال حاضر مزار ميرغلام محمد غبار و دوکتور عبدالرحمن محمودي حالت زاري دارد.

با هوش هيجاني ،دانش مديريت ارتباطات و دانش رهبري را لمس کنيم  

آنچه که تقديم شما مي شود گزيده اي از سخنراني بسيار جذاب دکتر گودرزي استاد برجسته جامعه شناسي و پژوهشگر مسائل اجتماعي  است در نشست ماهانه  انجمن روابط عمومي ايران
 بيش از 15 سال است که هوش هيجاني نظر من را به خودش جلب کرده است. کتاب جوهره مديريتي جان مارکسول کتاب بسيار ارزشمندي در اين زمينه است. وي در اين کتاب از موضوع و شيوههايي صحبت مي کند که شما دانش مديريت ارتباطات و دانش رهبري ارتباط را لمس مي کنيد. گاهي دوستي مقدمات علمي را به صورت عناويني به شما مي گويد و شما نيز دانش کسب مي کنيد. ولي جان مارکسول در اين کتاب با تمام وجود مديريت از درون قلب را به شما آموزش مي دهد.
آنچه که من مي خواهم براي شما بگويم موضوعي است که از سال 1920 مطرح بوده و اولين مقالات درباره هوش در آن سال چاپ شد. در اين مقاله چهار نوع هوش مطرح شده است: بهره هوشي، هوش اخلاقي، هوش معنوي و هوش هيجاني. آنچه که امروز مورد بحث ماست هوش هيجاني است intelligence Emotional . يعني هوشي که ميتواند تنظيم کننده هيجانات روابط ما باشد.
دنياي امروز در حال تغيير است. زندگي در حال پيچيدهتر شدن است و ديگر فرصت فکر کردن به ما نمي دهد. در اين شرايط ما واقعا نياز به داشتن يک قدرت بالا و يک مهارت بالا براي ايجاد ارتباط با اين جهان جهاني شده داريم و کساني مي توانند در اين بازار جهاني بازي را ببرند که داراي مهارت بالايي در هوش هيجاني باشند. متاسفانه با توجه به زمينه هاي ادبي، فلسفي و ديني و اخلاقي ما،  ميزان هوش هيجاني در کشور ما بسيار پايين است. يکي از پايه ها و اساس هاي هوش هيجاني خودشناسي است. مردم ما آنقدر که در رفتار ديگران مطالعه مي کنند، در رفتار خود خود دقت نمي کنند. يعني در تمام سازمان ها، بيشترين توجه به ديگران است در حالي که اگر انسان بخواهد مسير ترقي و رشد را بپيمايد، اول بايد دست به خودشناسي بزند. من عرف نفسه فقد عرف ربه. چرا ما در مقدمات خودشناسي در جامعه ضعيف هستيم؟ ما هر روزه با سيلي از واژه هايي که در مکالمات روزمره به کار مي بريم، نشان مي دهيم که تا چه ميزان تربيت فرهنگيمان پايين است. بهره هوشي ما بسيار بالا است. تمام المپيادهاي جهاني را داريم مي بريم. اما هوش هيجاني است که جامعه ما را جلو مي برد. 75% از موفقيت هاي اجتماع، سياست و حوزه دولت وابسته به هوش هيجاني است نه.IQ  بيل گيتس اگر بهره هوشي خيلي خوبي دارد اما شبکهاي از دانشمندان را دور خودش جمع کرده است. او نميتواند در يک فضاي يک نفره کار بکند. پس در اين دنياي پيچيده EQ+IQ  مي شود موفقيت. در تست هاي گزينش مديران روابط عمومي دنيا، از 1000 نمره 600 نمره به هوش هيجاني اختصاص دارد. بسياري از سازمان هاي ما به تکنولوژي فکر مي کنند، در واقع مسئله شان هوش هيجاني است، فناوري سطح بالا دارند ولي کارشان پيش نمي رود. براي اينکه موقعيت را نمي شناسند. امروز بزرگترين ظلمي که در جامعه ما دارد اتفاق مي افتد و بارها و بارها هم تکرار شده اين است که به يکباره، پست مديريت يک سازمان بزرگ را به يک نفر مي دهند. مگر کسي که يک درس از مديريت را نخوانده مي تواند به تنهايي مديريت کند؟ سالها پيش رئيس فرهنگستان فنلاند به ايران آمده بود و براي همکاري با پروژه هاي ايران مي گفت با مدير پروژه ام صحبت کنيد کهMBA  يا همان مديريت اجرايي خوانده است. پس اگر ما مي خواهيم در مناسبات کسب و کار موفق باشيم نمي توانيم به علم بي توجه باشيم. کسي که زحمت مي کشد  و مي خواهد مدير باشد حداقل زحمت اين است که کارشناس مديريت باشد.
 چيني ها تمام مدارس علمي دنيا را اشغال مي کنند. چرا يک چيني موفق است؟ زيرا طبق اصولي کار مي کند. اما ما اصلا اصول را قبول نداريم. يعني به اصول کارشناسي وفادار نيستيم. شما در جلسات مذاکرات که تيم مذاکره نشسته لباس مرتب، کفش هاي واکس زده و عطر خوشبو مي بينيد. مگر شما اينها را در رواياتتان نداريد؟ اينها نشانه هاي هوش هيجاني است. در جلسه مذاکره بايد جذاب باشيد. بايد بهترين لباس را پوشيد. درست نيست با موهاي نامرتب و قيافه پريشان و لباس نامناسب در جلسه حاضر شود. پيام جدي براي مديران روابط عمومي اين است که بايد براي روابط عمومي سازمانها زيباترين و جذابترين خانم ها و آقايون را استخدام کنند. زيبا و خوش لباس و خوش خنده بايد باشند. هم بايستي زيبايي جمال داشته باشند و هم قلب بازي بايد داشته باشند. يک مدير روابط عمومي مي تواند عبوس باشد؟ غرب امروزه از زن براي تبليغ کالاها استفاده مي کند. به تازگي هم يکي از فيلسوفان به غرب تاخته و نوشته که ديگر حربه هاي غرب به بن بست رسيده است. زن کالا نيست. آن فيلسوف پيام مي دهد که بياييد بازرگاني و بازاريابي تان را از تمرکز کالايي روي زن برداريد و روي جنبه هاي تعالي بخش زن سرمايه گذاري کنيد.  زن مي تواند در پوشيدگي قرار بگيرد  ولي احساسات عاطفي هوش هيجاني را نيز انتقال دهد.  زنان در هوش هيجاني از مردها جلوتر هستند.
تحقيقات اخير نشان مي دهد که خانم ها از اين نوع هوش بهره بيشتري دارند. اما مردها مي توانند اين هوش را ياد بگيرند. هوش هيجاني بر خلاف IQ قابل آموزش است. يعني مديران سازمانها مي توانند هوش هيجاني را به مديران سازمان هاي خودشان آموزش دهند. امروز رئيس پليس آمريکا يک استراتژي جديد براي اداره جامعه خود نوشته است. نوشته که انتظام به وسيله مردم همراه با هوش هيجاني انجام مي پذيرد. مي خواهيم انتظام را به وسيله مردم ايجاد کنيم. به جاي مچ گيري مشتري مداري مي کنيم. اين افراد براي اين موضوع دوره هاي هوش هيجاني گذرانده و در اين رشته مدرک گرفته اند. يعني ما پليس هايي هستيم که امنيت را بدون ترس ايجاد مي کنيم. يعني شهروند مي خواهد در آرامش زندگي کند. آرامش به وسيله هوش هيجاني. چقدر خوب است پليسي که در حال جريمه کردن من است اطلاعات و آگاهي به من بدهد و با يک لبخند بگويد متاسفم که نمي توانم از مواضع قانوني ام کنار بيايم ولي اميدوارم بار ديگر شما را اينجا در حال جريمه شدن نبينم. از سال 1920 به اين طرف حتي تنبيه حيوانات هم ممنوع شده است اما هنوز در سطح تهران بعضي از آدم ها تنبيه مي شوند. براي اينکه سطح هوش هيجاني پايين است. از1920 منشور اخلاقي روانشناسان دنيا روي حيوانات هم تدوين شده است. يک روانشناس حق ندارد حيواني را تنبيه کند. اما اينجا هنوز هم بعضي از مردم را هل مي دهند. مردم کتک مي خورند. بعضي وقتها ممکن است شورش اجتماعي بشود و فرد درگير شود. اين مسئله فرق مي کند.
اعتقاد جدي خودم اين است که 75 درصد موفقيت ما در کسب وکار، ازدواج و درس خواندن به هوش هيجاني  بستگي دارد. در مورد ويژگي به ياد ماندني از معلم کلاس اول دبستان ما يک تحقيق بين المللي انجام داديم. تعداد زيادي پرسشنامه پر شد و نتيجه اين بود که بيشتر جوابها قدرت مشارکت، همدلي کردن، هميار بودن، قدرت شناخت بالا، نفوذ خيلي عالي و يک پايگاه خوب براي ارتباط بود. تعدا کمي از افراد به نوع آموزش و تدريس اشاره کرده بودند. اگر جامعه ما يک کانال تلويزيوني براي هوش هيجاني درست کند باز هم کم است. اين هوش هيجاني بايد بتواند در جامعه ما پيش رود. شما مي دانيد که وقتي خداوند به حضرت موسي مي گويد که به درگاه فرعون برو مي گويد با زبان نرم با او سخن بگو. کساني که در حوزه زبان کار مي کنند ويژگي هاي زبان نرم را منطبق با هوش هيجاني دانسته اند. تمام پيام هاي انسان هاي بزرگي که به جايي رسيده اند نرم، محکم و کوتاه و نافذ است. پيام خشک و تو خالي به مقصد نمي رسد. شبکه پيام هاي يک روابط عمومي موفق بايستي داراي انرژي مثبت باشد.
 شما کافي ست که يک مدير موفق روابط عمومي باشيد. همه جا با انگشت به شما اشاره مي کنند و مي گويند اين در سازمان بي نظير است. اين حرفها باعث ايجاد شبکه اي مي شود که در آن هميشه براي شما فرصت شغلي وجود دارد. من به کساني که درباره توسعه روابط عمومي سرمايه گذاري کردند تبريک مي گويم. ما تازه داريم نهاد هاي مدني را در ايران تمرين مي کنيم. من هميشه مي گويم که IQ  ايراني براي اداره جهان خيلي خوب است اماEQ  اش بايد متحول شود. يعني بايد بتواند روابط اساسي با مردم جامعه اش را خوب هدايت کند و در حق خودش مهربان باشد. شناخت هاي خود را بايد بتواند رشد دهد و سپس آنگاه مي تواند وارد عرصه هاي جهاني شود. اولين تحقيقي که ما به اسم مديران جهاني منتشر کرديم نوشته مديري که مي خواهد در فضاي جهاني مديريت کند حتما به نمره بالاي 60 درصد هوش هيجاني نياز دارد. يعني مديري باشد که فرهنگ ها را خوب مي شناسد، اداره فرهنگي جامعه را بداند، يک تيم ساز خيلي خوب باشد، زبان آنجايي که مي خواهد مديريت کند را بداند. الان در دوبي قوم هاي بسياري کار مي کنند اما يک زبان براي ارتباط است و علاوه بر آن زبان يکسري اصول وجود دارد. در تمام استخدام ها اين سوالات مطرح است که افراد سطح تحملشان بالا باشد، هنگام کار بسيار زياد احساس خستگي نکنند.
يعني منابع مالي را خوب بتوانند مديريت کنند. تعهد داشته باشند و به رنگ و نژادشان به هيچ عنوان کار نداشتند. سياستگزاران، اقتصاد دانان و جامعه شناسان همه بايد دور اين مفهوم حلقه بزنند تا اين مفهوم را رشد بدهند. ما هر قدر مديران باEQ  بالاتر داشته باشيم، خلاقيت بالاتري داريم. بين هوش هيجاني و خلاقيت ضريب همبستگي بالايي وجود دارد. بالاي 90%. سازمان هايي که مديراني با هوش هيجاني بالا دارند امنيت خاطر بيشتري را احساس مي کنند. جوامعي که رهبرانشان هوش هيجاني بالاتري دارند، تعلق و وفاداري ملي آنان بسيار بالاست. اين افراد به جامعه شان عشق ميورزند. احساساتي مثل عصبانيت، خجالت، تنفر، ترس و... احساساتي هستند که ما در طول روز با يکديگر داريم. ما سه تا اصطلاح داريم. احساسات، عاطفه و هيجان. از بعد روانشناسي اين سه کلمه سه بعد متفاوت دارد. مديريت هيجانات جز» ديگر هوش هيجاني است. يعني من بتوانم هيجانات خودم را خوب بشناسم، خوب مديريت کنم و آنگاه است که هيجانات طرف مقابلم را خوب مي توانم بشناسم و خوب هم مديريت کنم. ما براي روابط شخصي و بين شخصي به مدلي نياز داريم. در اين مدل 5 مشخصه وجود دارد. اولين آنها خودآگاهي است. در واقع هر قدر خودآگاهي ما بالاتر رود، اين ميزان شناخت بالاتر مي رود. همانطور که پيام جناب مولانا در سراسر مثنوي اين است که پايت را تا جايي که مي تواني بيرون بگذار اما دم دم هاي غروب يا سر صبح به خودت بازگرد. براي آرامش دروني خود پيش روانپزشک ها نرويد. پيش دعا نويس و جن گير نرويد. پيش انرژي تراپيست ها نرويد. فقط سر در درون خود ببريد و اين روزي تنها 15 دقيقه خودتان را بنويسيد. بنويسيد که در اين عالم هستي چه کاره هستيد. کجاي اين جهان قرار گرفتيد. جهان خيلي شلو غ است. در روز يک ربع تلفن ها را خاموش کنيد، ذهن ها را از مشغوليات تعطيل کنيد و در يک مکان آرام خودتان را بنويسيد. اين اولين کار است. چقدر احساس شما خوب مي شود. پيام بعدي اين است: اگر مي خواهيد انسان موثري باشيد انرژي حياتتان را اين گونه تقسيم کنيد: 95% جهان هستي را بشنويد و تنها 5% صحبت کنيد. لذت خويشتن داري که به خودآگاهي کمک ميکند بسيار زياد است. اگر کسي صداي درون خودش را نشنود زيان کرده است. صداي درون به ما مي گويد که مسير کجاست. اگر مسير خودآگاهي و هوش هيجاني را خوب دنبال کنيد به مرحله بعدي مي رسيد که هوش هيجاني نام دارد و کمي جلوتر هوش معنوي است. يعني همان جايي که سراسر وجود شما جذب است. همواره پيام خوب به درو ديوار وجود مي دهيد و درو ديوار وجود از شما معنا و عشق و حرکت مي گيرد.
برگرديم به موضوع خودآگاهي. وقتي خودآگاهي و مديريت هيجانات بالا مي رود، فرد يک موجود خودانگيخته مي شود. کارل راجرز و ابرهام مازلو اين را انسان خودشکوفا مي نامند. ويژگي اين انسان خودشکوفا اين است که اولا اين افراد تجربه ناب دارند. چند درصد صدا و سيماي ما توانسته مردم را به تجربه ناب بکشاند؟
خودآگاهي يعني ثروت، ثروتي که هرگز پايان نمي پذيرد. کساني که به خودآگاهي دست يابي دست دارند يعني به ثروت بيانت ها دسترسي دارند. زيرا خودآگاهي بعد از اين جهان هم همراه شما است. پيام بعدي من اين است که فرد خودشکوفا بايد خودارزيابي داشته باشد. به حساب خود برسيد پيش از اينکه به حساب شما برسند. وقتي آگاهي اجتماعي شما بالا برود، مدير روابط عمومي اي هستيد که همدلي داريد. هوشياري سازماني هم داريد. ديدهايد که برخي از افراد را در سازمان چقدر دوست دارند؟ کسي که چهره ماندگار مي شود، با هوش هيجانياش چهره ماندگار ميشود. انساني که آگاهي سازماني پيدا مي کند، سرمايه انساني ميشود زيرا خودآگاهي و اعتماد به نفس اش بالاست. هميشه از من سوال مي کنند که چگونه اعتماد به نفسمان را بالا ببريم. خوب خودآگاهي تان را بالا ببريد. خود را بشناسيد و روزي حداقل يک ربع راجع به خودتان فکر کنيد. چقدر بد است که يک فيلسوف شرقي مي گويد تفکر به انسداد رسيده است. پيام بعدي من اين است که تفکر هميشه راهش باز است. اگر مي خواهيد ديندار باشيد، ديندار متفکر باشيد نه ديندار عوام. بسياري از گرفتاري هاي ما ناشي از دينداري عوامانه است. هر روز در حال بهبود مستمر و رشد خود باشيد. چنين فردي را همه در اجتماع دوست دارند و هر جا رود موفق مي شود. سعديا مرد نکونام نمي رد هرگز/ مرده آنست که نامش به نکويي نبرند. يعني کسي نام نکويي ندارد که هوش هيجانياش پايين است. امروزه ارزش هاي جوانان ما کمي مخدوش شده است. اصلا به همدلي فکر نمي کنند. پدرها و مادرها گاهي شکايت مي کنند که جوانان حرمتها را فراموش کردهاند. سريالهايي که از تلويزيون پخش مي شوند هم حاوي همين نکته هستند. ما بايد رسانه، روزنامه، مطبوعات، کتاب، قلم و سخنراني هايمان به سمت رشد اين فضايل در جامعه باشد. باور کنيد جامعه ايراني اسلامي نيازي به نگهبان در داخل خيابان ندارد. اين جامعه مي بايست شعور بالاتري داشته باشد زيرا خودش مجري قانون است، مودب و منظم است. از اينها گذشته بحث حلال و حرام يا همان هوش معنوي در اين فرهنگ وجود دارد. آقاي بلاتاکس کتابي نوشته اند به نام زندانيان افکار ما که به زودي به چاپ مي رسد که درباره معنا درماني در محيط کار ميباشد. اين کتاب به قدر غني است که وقتي به آن نگاه مي کنم، ميبينم تمام آن سرشار از دستورات اسلامي است. فردي که خاشعانه روي زمين راه ميرود و سخن بيهوده نمي گويد همان فرد به خودآگاهي رسيده است. افرادي مثل سعدي يا پروين اعتصامي در اشعارشان دنيايي از هوش هيجاني را انتقال مي دهند. محققين ما کجا هستند که معناي اين متون را استخراج کرده و به جهانيان پيام بدهند؟ ما از نظر ادبيات نظري کم نداريم. راجع به هوش هيجاني زياد گفته شده است، اما ما بيشتر به عمل نياز داريم. اميدوارم که ميزان سخن گفتن در جامعه ما کم شود و همه سر در عمل کنند. موضوع بعدي شفافيت است. شفافيت هم در رسيدن به خودآگاهي بسيار مهم است. گاهي به آدم هايي بر مي خوريم که هزار لايه دارند. نمي دانيم با چه زباني دارند صحبت مي کنند. گاهي هم با آدم هايي برخورد مي کنيم که بسيار ساده و شفافند و اين شفافيت در فرهنگ ما هست. يک مثال از پيام هوش هيجاني در سياست مي زنم. صهيونيستها دارند دنيا را براي يکسري اقداماتي که درآينده مي خواهند انجام دهند تست مي کنند. آزمايشگاه تستشان هم غزه است. ولي شما مي بينيد که وقتي مسئله همدلي جهاني ايجاد مي شود، ديگر سياه و سفيد نمي شناسد. يک خودآگاهي به وجود آمده که مجزاي از دين وسياست است. جنبش جهانياي که نشان دهنده بالا رفتن هوش هيجاني جهان است.
وظيفه مديران روابط عمومي در دنيا و در شهر بزرگ ما تهران چيست؟ اول از همه اينکه مديران روابط عمومي بايد خوب تربيت شوند. اگر کسي آماده فدا کردن خودش از بعد عاطفه، احساسات، عشق، بينش و دانش نباشد، بايد از روابط عمومي استعفا بدهد. اگر کسي منزلت رفتاري و عزت ندارد بايستي از پست روابط عمومي کنارهکشي کند. زيرا مدير روابط عمومي رابط بين هيئت مديره و کارکنان جامعه است. روابط عمومي يعني سمبل و نماد يک سازمان که ديگران از دريچه آن شخص سازمان را بررسي مي کنند. هر قدر مدير روابط عمومي شفاف و اهل واقع گرايي باشد، مي تواند موفقتر باشد.
 جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعي


 

بررسي علل و روش هاي درمان عفونت معده و درمان سرطان زخم معده بهداشت گوارش نجات از مرگ

بررسي علل و روش هاي درمان عفونت معده

گاهي وقت ها به خودت ميآيي و مي بيني به علتي كه نمي داني دردي بسيار شديد معده ات  را احاطه كرده و خواب و خوراكت را گرفته است درد خيلي زياد است و سوزش هم جانشيني آن مي شود حالت تهوع هم داري و نفخ شديد آزارت مي دهد خودت درمان را با عرق نعنا و چهل گياه و شيرين بيان شروع مي كني ولي فايده ندارد حتي وقتي پودر آويشن را كه مي گويند خاصيت ميكروب كشي دارد به غذايت اضافه مي كني باز هم دردت كم نمي شود مقاومت بي فايده است پس راهي مطب پزشك مي شوي و شرح حالت را مي گويي او دارويي برايت تجويز نمي كند فقط يك آزمايش خون مي نويسد نتيجه آزمايش را كه گرفتي پزشك بي هيچ ترديدي اين جمله را مي گويد " تو عفونت معده داري " عفونت معده عارضه اي آزار دهنده است چون بعضي وقت ها ميزان عفونت به اندازه اي بالا مي رود كه زندگي را مختل مي كند اين عارضه حتي خواب راحت شبانه را هم از بيمار مي گيرد و گاه و بيگاه از رختخواب بلند ش مي كند بخصوص اگر اين بيمار از مردم جهان شوم باشد و زياد به بهداشت فردي اهميت ندهد دكتر عليرضا رضايي منش ، متخصص بيماريهاي داخلي در اين باره مي گويد از سالها پيش زخم هاي معده و سيستم گوارش را با هليكوباكترپيلوري ( باكتري عامل عفونت معده ) مرتبط مي دانستند چنانچه پژوهش ها نشان داده اين باكتري با برخي تومورها ي دستگاه گوارش نيز در ارتباط است البته شيوع اين بيماري در جوامع توسعه يافته و در حال توسعه متفاوت است بطوري كه گفته مي شود در كشورهاي جهان سوم 70 تا 80 درصد افراد بالاي 20 سال به اين عفونت مبتلا مي شوند هر چند تنها 10 تا 15 درصد آنها علامت دار مي شوند و نياز به درمان پيدا مي كنند اين در حالي است كه رقم ابتلاي شهروندان كشور هاي توسعه يافته به اين عفونت 20 تا 50 درصد بر آورد شده است او ضعف بهداشت فردي و اجتماعي در كشورهاي در حال توسعه را عامل اصلي شيوع بالاي اين بيماري مي داند و درد و سوزش سردل ، همراه نفخ همراه با درد ، سيري زودرس همراه با نفخ و و ضعتي كه بيمار را از خواب بلند مي كند را از جمله علايم آن معرفي مي كند يكي از روش هاي متداول تشخيصي استفاده از آزمايش خون است بطوري كه پزشك در نتايج آزمايش به دنبال آنتي بادي ها ميشود به اين معنا كه اگر در خون آنتي بادي مشاهد ه شود نشانه وجود عفونت هليكوباكتر پيلوري است همچنين در روش ديگر از دستگاه آندو سكوپ استفاده مي شود و چنانچه نتيجه نمونه برداري مثبت باشد به معني وجود عفونت در معده است تست تنفسي نيز از روش هاي تشخيصي مورد استفاده بطوري كه به بيمار ماده اي خوارانده مي شود و اگر عفونتي در معده باشد آن ماده واكنش نشان مي دهد و به صورت گاز از ريه متصاعد مي شود اين در حالي است كه به اندازه گيزي آنتي ژن در مدفوع و نمونه برداري از معده به روش آندو سكوپي و فرستادن آن به پاتولوژي و رنگ آميزي نمونه نيز از روش هاي تشخيصي مورد استفاده به شمار مي رود .

راههاي انتقال بيماري

انتقال اين بيماري از طريق فرد به فرد است يعني يا از راه دهاني دهاني يا مدفوعي دهاني به اين معني كه اگر فردي با فرد مبتلا به اين عفونت روبوسي كرده يا با او هم غذا شود يا حتي با او دست بدهد و به نوعي با بزاق او تماس پيدا كند به اين بيماري مبتلا مي شود . رژيم هاي درماني عفونت معده بيش از 20 نوع و تركيبي از داروهاست چون هليكوباكتر به يك دارو مقاوم است اما روش متداول براي درمان اين بيماري رژيم هاي 3 يا 4 دارويي است كه داروهايي چون اميرازول ، ظاموكسي سيليسن ، متروتيدازول ، بيسموت ، فورازوليدون و كلاريترو مايسين را شامل مي شود . طول درمان اين بيماري 10 تا 14 روز طول مي كشد و درصد ريشه كني آن 80 تا 90 درصد است ولي حتي آنها يي كه درمان مي شوند نيز با احتمال عود 2 درصد روبه رو هستند به همين جهت لازم است پس از تكميل دوره درمان دارويي ، بيمار تست تنفسي داشته باشد هنوز رژيم غذايي مشخصي براي اين بيماران به اثبات نرسيده چون اين خود بيماران هستند كه به مرور پي مي برند تحمل چه مواد غذايي را دارند و به كدام يك از آنها و اكنش نشان مي دهند.

منبع : پيام سلامتي 89

راه هاي درمان ترش کردن غذا

از راه هاي درمان غيردارويي بيماري ريفلاکس(ترش کردن غذا) مي توان به عواملي مانند تغيير در شيوه زندگي و عادات غذايي و عدم مصرف دارو به صورت خودسرانه اشاره کرد. غذاهاي چرب مصرف نگردد و وزن بدن در حد مطلوبي نگه داشته شود و در صورت چاق بودن، وزن اضافي را کاهش داد.

از مصرف سيگار خودداري شود و مصرف چاي و ترکيبات کافئين دار به حداقل برسد. پرهيز از مصرف مايعات در وعده هاي غذايي و خوردن وعده هاي غذايي کم حجم جهت درمان اين بيماري ضروري است.

مصرف مکرر وعده هاي غذايي و در حجم کم براي اين افراد توصيه مي شود. هم چنين اين بيماران نبايد حداقل 2 تا 3 ساعت بعد از خوردن غذا، اقدام به استراحت و دراز کشيدن نمايند. در ضمن هنگام خوابيدن بايد از بالش بلندي براي زير سر استفاده کنند.

درمان دارويي همراه با روش هاي غير دارويي بايد شروع شود. بيماران مي توانند از داروهاي متنوعي که توسط پزشک قابل تجويز است، استفاده کنند که از آن جمله مي توان به مصرف آنتي اسيدها و قرص هاي H2 بلاکر و ترکيبات PPI مانند امپرازول اشاره کرد.

آيا بعد از درمان،امکان عود مجدد بيماري وجود دارد؟
بله، متأسفانه از خصوصيات اين بيماري عودهاي مکرر بعد از درمان مي باشد. در حدود 80 تا 90 درصد بيماران پس از قطع دارو، دچار عود بيماري مي شوند. لذا لازم است اين بيماران بدون هيچ گونه نگراني به مصرف داروهاي توصيه شده توسط پزشک ادامه دهند.

عدم درمان به موقع اين بيماري چه عوارضي دارد؟
عدم درمان به موقع ممکن است باعث شود که اين بيماران مبتلا به بيماري مري بارت شوند و متعاقب آن سرطان مري ايجاد شود، البته مصرف داروهاي عنوان شده به طور کامل از ابتلا به سرطان مري پيشگيري نمي کند. نکته مهم، تشخيص به موقع بيماري مي باشد که در صورت ايجاد علايم و شواهدي به سمت ابتلا به مري بارت يا سرطان مري، به موقع درمان مناسب شروع شود.

توصيه کلي شما به اين بيماران کدام است؟
در صورتي که اين بيماران علايمي همچون تهوع و استفراغ شديد، کم خوني، کاهش اشتها، کاهش وزن و گير کردن غذا در مري را مشاهده کردند حتماً بدون هيچ معطلي، جهت بررسي عوارض ريفلاکس و يا احتمالاً بيماري هاي ديگر که مي توانند علايم مشابه بيماري ريفلاکس ايجاد کنند، به پزشک مراجعه کنند.
اين بيماري، يک بيماري مهم مي باشد و بايد زود شناخته شود و از ساير بيماري هايي که ممکن است با اين بيماري تظاهرات مشترک داشته باشند، افتراق داده شود و بعد از اثبات اين بيماري، فرد تحت درمان مناسب قرار گيرد.

دکتر عليرضا خليليان- متخصص بيماري هاي داخلي و فوق تخصص گوارش و کبد

استاديار دانشگاه علوم پزشکي همدان

برای معده درد و دردهای كه شامل معده میشود باید به چند نكته توجه كنید 1-اول بدانید كه كاهی مواقع درد زیر قلب عاملش معده هست یعنی فشار گاز معده به قلب میباشد كه بعضیها ان را با قلب درد اشتباه میگیرند2- صبحها حتما كمی بدوید بعد 2-قاشق غذاخوری سیاهدانه با یك قاشق غذاخوری عسل مخلوط كنید و میل نمایید قبل از صبحانه3-بعد از نهار و شام هم یك قاشق غدا خوری سیاهدانه حتما خوب بجوید بدونه عسل میل نمایید4-شبها حتما كمی زیره دم كرده و میل كنید / نكته مهم اینكه در طول این درمان یك ماهه از خوردن چای حتما خودداری كنید و بجای ان چای سبز را حتما بنوشید چون خواص زیادی دارد از جمله برای معده

جوشانده گیاه دارویی هلبه مسکن درد و تقویت کننده معده است.در سراسر ارتفاعات کشور رشد میکنه و توی عطاریها گیر میاد.مصرف تازه خوری گیاه علف چشمه(بکلو) در التهاب درد و عفونتهای معده بسیار موثره .اکثر گیاهان تیره نعناع تا حدی مسکن و مقوی معده هستند.هلبه گیاهی بسیار اشتها آور  است و دوستان هنگام مصرف این گیاه از خطر بر خوری جلو گیری کنند.

شماپیشنهادمی شودروزی سه قاشق غذاخوری عسل باموم میل شودچون بهترین ترمیم دهنده زخم معده موم عسل می باشد

برای كنترل اسید معده هم اولا ازخوردن چای،آب بلافاصله بعدازغذا،ماست،نوشابه،ترشیجات سركه دارجداخودداری شودونمك قبل وبعدازغذا حتما استفاده شود چون نمك قلیایی است واسید راخنثی می كندودرصورت امكان قبل ازمسواك نیز دندانها رابانمك شستشودهید

حميد رئيسي، شيراز: 53 ساله هستم و براي اولين بار حدود 01 سال پيش دچار مشكل معده شدم. اندوسكوپي كردم و تشخيص ورم معده دادند. از آن موقع تا حالا مدت‌هاست كه داروهاي مختلف مصرف كرده‌ام و حتي به داروهاي گياهي هم متوسل شده‌ام اما دردها هنوز ادامه دارد و حتي بدتر هم شده‌اند.
متا‡سفانه يكي از ويژگي‌هاي بسياري از بيماري‌هاي معده مزمن بودن آنهاست. يكي از اصلي‌ترين علل اين علائم عفونت با نوعي باكتري به نام هليكوباكتر پيلوري است. اگر آزمايش‌هاي شما نشان داده‌اند كه به اين عفونت مبتلا هستيد و با توجه به وجود علائم حتما نياز است كه اين عفونت در شما درمان شود، درمان در حال حاضر استفاده از چند آنتي‌بيوتيك است كه معمولا براي مدت چند هفته بايد استفاده شوند. در بسياري از موارد با يك دوره چند هفته‌اي عفونت از بين مي‌رود اما اگر از بين نرفت معمولا نوع دارو عوض مي‌شود. اما يك نكته مهم كه معمولا مورد غفلت واقع مي‌شود: اين عفونت‌ها به راحتي از طريق دست‌هاي آلوده و غذاي آلوده سرايت مي‌كنند. اگر پس از يك درمان موفقيت‌آميز مسائل بهداشتي را رعايت نكنيد، عفونت در شما عود مي‌كند (به نظر ما در مورد شما اين مورد صدق مي‌كند) پس حتما مسائل بهداشتي را رعايت كنيد تا دچار عود عفونت نشويد. در حال حاضر تنها راه ، مراجعه به متخصص گوارش است تا در صورت وجود عفونت با مصرف آنتي‌بيوتيك آن را ريشه كن كنيد و از اين به بعد با رعايت مسائل بهداشتي از عود بيماري پيشگيري كنيد

سرطان معده دومین علت مرگ ناشی از سرطان در سراسر جهان است و حدود نیمی از جمعیت دنیا به هلیکوباکتر پیلوری آلوده هستند که عامل اصلی ایجاد هر دوی زخم معده و اثنی‌عشر به حساب می‌آید.[خطر سرطان معده جوانان را تهديد مي‌كند]

 به طور معمول چندین دهه طول می‌کشد تا در افرادی که مستعد هستند- یعنی حدود 3 درصد افرادی که به هلیکوباکتر پیلوری آلوده هستند- سرطان معده رخ دهد.

به گفته فاکس تا به حال به جز در مورد وابستگان درجه یک بیماران مبتلا به سرطان معده و زخم‌های گوارشی - روشن نبود چه وقت پزشکان باید به بیماریابی و درمان آنتی‌بیوتیکی هلیکوباکتر  پیلوری بپردازند و درمان در چه هنگامی بیشترین منافع را به دنبال دارد.

او و همکارانش موش‌هایی را ایجاد کردند به عفونت شتاب‌یابنده با هلیکوباکتر پیلوری و پیشرفت این عفونت به سرطان معده حساس بودند. این پژوهشگران دریافتند که موش‌هایی که در هر مرحله پیشرفت عفونت با آنتی‌‌بیوتیک درمان شده‌اند،از شدت بیماری‌شان کاسته شد.

در موش‌های که در فاصله 8 هفته از عفونت درمان شده بودند، خطر سرطان به اندازه موش‌های غیرآلوده به میکروب یود. اما درمان در هفته‌های 12 تا 22 پس از عفونت تغییرات آسیب‌رسان آن مانند التهاب و ایجاد ضایعات پیش‌سرطانی را به حد موش‌های غیرآلوده نمی‌رساند.

دکتر فاکس دراین باره گفت: "مدل موشی ما روند پیشرونده‌ای را که در هنگام ایجاد سرطان معده در انسان رخ می‌دهد، تقلید می‌کند. بر اساس یافته‌های ما مداخله درمانی زودرس در مورد عفونت با هلیکوباکتر پیلوری بیشترین منافع را ایجاد می‌کند."

نتایج این بررسی در شماره اول مه نشریه "پژوهش سرطان" منتشر شده است

 

تهوع و استفراغ در بسیاری از اختلالات اتفاق می افتد. در اینجا برخی علل شایع و اینکه چطور بر معده شما اثر می گذارند، آورده می شود.
● علت ها:
تهوع و استفراغ می توانند به دلایل زیر آغاز شود:
▪ عفونت معده و روده:
التهاب معده و روده مشخصاً به وسیله عفونت های ویروسی و باکتریایی ناشی از آب یا غذای آلوده ایجاد می شود. علاوه بر تهوع و استفراغ ممکن است اسهال آبکی و گرفتگی های عضلات شکمی هم داشته باشید.
▪ سردرد:
یک سردرد شدید مانند میگرن می تواند باعث ایجاد تهوع و استفراغ شود.
▪ اختلالات گوش داخلی :
اختلالات گوش داخلی مانند بیماری حرکت نیز می تواند تهوع ایجاد کند.
▪ درمان پزشکی:
درمان با داروهای ضد سرطان و اشعه درمانی غالباً با استفراغ همراه است.


▪ سموم:
سطح بالای سموم مانند الکل ، نیکوتین و داروهایی مانند آنتی بیوتیک ها در خون می توانند باعث بروز تهوع و استفراغ شوند.
▪ هورمون ها:
تغییرات هورمونی اوایل حاملگی می تواند منجر به حالت تهوع و استفراغ شود، همانگونه که موج هورمونی اغلب در دوره های استرس شدید می تواند چنین کاری را انجام دهد. مشکلات غده تیروئید نیز، چه هورمون زیاده از حد تولید شود و چه کم، می تواند باعث تهوع شود.
▪ زخم گوارشی:
زخم های گوارشی، زخم های روبازی هستند که در آستر معده، قسمت های ابتدایی روده کوچک یا مری اتفاق می افتند. نشانه معمول زخم، سوزشی ما بین استخوان های قفسه سینه شماست، ولی زخم ها در عین حال می توانند باعث تهوع و استفراغ نیز شوند. بسیاری از زخم های گوارشی ناشی از باکتری ای به نام ” اچ پیلوری” هستند.
▪ سنگ های کیسه صفرا:
سنگ های کیسه صفرا، رسوبات جامدی از کلسترول و نمک های کلسیم هستند که در کیسه صفرا یا نزدیک مجاری صفراوی شکل می گیرند. گاهی سنگ های کیسه صفرا باعث تهوع، استفراغ، سوءهاضمه و درد شکمی می شوند.
▪ پانکراتیت:
پانکراتیت وضعیتی است که در آن آنزیم های گوارشی به جای تجزیه غذا در روده کوچک به لوزالمعده حمله می کنند. این وضعیت باعث درد شکمی خفیف تا شدید می گردد که اغلب با تهوع، استفراغ و تب همراه است.
● اقدامات مراقبت از خود
اگر شما احساس تهوع می کنید، این پیشنهادات می تواند به شما کمک کند:
▪ سخت نگیرید. فعالیت می تواند تهوع را بدتر کند.
▪ آب زیاد بنوشید. قطعات یخ یا نوشابه های میوه ای یخی را بمکید. جرعه های کوچک آب، چای کمرنگ نوشابه های غیرالکلی، نوشابه های ورزشی بدون کافئین یا هر دو را بنوشید. نوشیدن مایعات شکردار ممکن است معده شما را نسبت به سایر مایعات آرام تر نماید.
▪ از بوهای غذایی پرهیز کنید: غذا نپزید، از رفتن به رستوران ها وسایر مکان هایی که بوی غذا می دهند، پرهیز کنید.
▪ غذاهای سهل الهضم بخورید. با غذاهای سهل الهضمی مانند ژلاتین، کلوچه ها و نان برشته شروع کنید. وقتی این غذاها را تحمل کردید، غلات، برنج و میوه ها را امتحان کنید. از غذاهای چرب و چاشنی دار پرهیز نمایید.

هليکوباکترپيلوري يکي از شايع‌ترين عفونت‌هاي انساني است و حدود نيمي از جمعيت جهان حامل اين ارگانيسم هستند. از زمان کشف آن در سال 1984، هليکوباکترپيلوري به عنوان عامل اصلي چند بيماري دستگاه گوارش فوقاني شناخته شده است. همانند ساير بيماري‌هاي عفوني مزمن، بايد چند آنتي‌بيوتيک همزمان تجويز شوند و گاهي اوقات براي ريشه‌کني عفونت به ترکيب آنتي‌بيوتيک‌هاي متفاوت و تکرار دوره درمان نياز است. با اين حال، هنوز ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري با چالش روبه‌روست زيرا شيوع سويه‌هاي مقاوم به چند دارو در سرتاسر جهان به سرعت در هر حال افزايش است. در سال‌هاي اخير، در چند کارآزمايي تصادفي شده شاهددار و چند فرابررسي، رژيم‌هاي دارويي و راهکارهاي جديدي براي عفونت ‌هليکوباکترپيلوري پيشنهاد شده است. اين مقاله راهکارهاي درماني موجود براي عفونت هليکوباکترپيلوري را مورد بحث قرار مي‌دهد و به شناسايي موثرترين درمان کمک مي‌کند...

شيوع عفونت هليکوباکترپيلوري چقدر است؟

شيوع هليکوباکترپيلوري بسيار متغير است؛ بيش از 80 بزرگسالان در ژاپن و آمريکاي جنوبي به عفونت مبتلا هستند در حالي که اين رقم در انگلستان 40 و اسکانديناوي حدود 20 است. شواهد اپيدميولوژيک نشان مي‌دهند که بسياري از افراد عفونت را در دوران کودکي کسب مي‌کنند- محروميت‌هاي اجتماعي، خانواده پرجمعيت و تعداد برادر و خواهران از عوامل خطرزاي مهم محسوب مي‌شوند. شيوع عفونت با افزايش سن بيشتر مي‌شود، هر چند ممکن است اين يافته به ‌طور عمده ناشي از اثر کوهورت باشد. به علت شرايط اجتماعي- اقتصادي بدتر در 60 سال قبل، اکثر کودکان به عفونت هليکوباکترپيلوري مبتلا بودند. هر چند اغلب مردم بالاي 60 سال از نظر هليکوباکترپيلوري مثبت هستند امروزه فقط 20-10 از کودکان به عفونت مبتلا هستند. اين امر طي زمان با کاهش بيماري‌هاي مرتبط با هليکوباکترپيلوري مانند زخم پپتيک و سرطان معده همخوان است.

چرا بايد عفونت هليکوباکترپيلوري را درمان کنيم؟

بيماري‌هاي متعددي با عفونت هليکوباکترپيلوري ارتباط داده شده‌اند و ريشه‌کني آن با فوايدي همراه بوده است (جدول1). فرابررسي‌هاي انجام شده روي کارآزمايي‌هاي مقايسه‌اي نشان مي‌دهد ريشه‌کني عفونت (در مقايسه با عدم درمان) در زمينه بهبود زخم پپتيک و پيشگيري از عود با منافع چشمگيري همراه بوده است. ريشه‌کني همچنين از خونريزي راجعه از زخم پپتيک پيشگيري مي‌کند.

چند مطالعه مشاهده‌اي و آينده‌نگر غيرتصادفي از نقش عفونت هليکوباکترپيلوري در وقوع لنفوم بافت لنفاوي موجود در مخاط حمايت کرده‌اند. اين مطالعات همچنين نشان داده‌اند که ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري سبب فروکشي طولاني مدت لنفوم با درجه پايين در بافت لنفاوي موجود در مخاط مي‌شود.

 

جدول 1. منافع درمان عفونت هليکوباکترپيلوري

بيماري يا وضعيت
منافع
قدرت شواهد

زخم پپتيک (فعال يا تاريخچه اثبات شده)

بهبود؛ پيشگيري از عود؛ پيشگيري از خونريزي مجدد

فرابررسي‌ها؛ تحليل‌هاي هزينه ـ اثربخشي

لنفوم بافت لنفاوي مخاط معده (درجه پايين)

فروکش طولاني مدت

مطالعات مشاهده‌اي غيرتصادفي شده آينده‌نگر

سوء هاضمه بررسي نشده

درمان علايم سوءهاضمه

فرابررسي‌ها؛ تحليل‌هاي هزينه ـ اثربخشي

بيماران در معرض خطر بالاي سرطان معده (خويشاوند درجه اول مبتلا به سرطان معده؛ پس از برداشت سرطان معده به طريقه جراحي)

پيشگيري از وقوع يا عود سرطان معده

کارآزمايي‌هاي تصادفي شده شاهددار يا مرورهاي نظام‌مند؛ راهکارهاي بين‌المللي


همان‌طور که قبلا اشاره شد، ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري در بيماراني که سوءهاضمه آنها مورد بررسي قرار نگرفته و علايم هشدار را ندارند منافع چشمگيري به دنبال دارد.

همراهي بين سرطان معده و عفونت هليکوباکترپيلوري بر پايه مطالعات اپيدميولوژيک با مقياس بزرگ، فرابررسي مطالعات مورد-شاهدي، و نمونه‌هاي تجربي به اثبات رسيده است. با اين حال، معلوم نيست که آيا ريشه‌کني عفونت هليکوباکترپيلوري مي‌تواند خطر ايجاد سرطان معده را کاهش دهد يا خير. يک مطالعه بزرگ تصادفي‌شده با شاهد دارونما نشان داد در بيماراني که در زمان ورود به مطالعه ضايعات پيش سرطاني(1) ندارند (آتروفي، متاپلازي روده‌اي، ديس‌پلازي)، ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري به‌طور معني‌دار وقوع سرطان معده را در مقايسه با دارونما کاهش مي‌دهد. راهکارهاي اروپايي بر اين نکته تاکيد دارند که ريشه‌کني نه تنها بايد در بيماراني که قبلا سرطان معده داشته‌اند مدنظر قرار گيرد، بلکه بايد در آنهايي که خطر بالاي وقوع سرطان معده دارند، مانند داشتن خويشاوند درجه اول مبتلا به سرطان معده، نيز ريشه‌کني صورت گيرد. راهکارهاي آمريکايي، وجود خطر بالاي سرطان معده را يک انديکاسيون مورد اختلاف‌نظر براي تشخيص و درمان عفونت هليکوباکترپيلوري مي‌دانند. راهکارهاي مجمع آسيا-‌اقيانوسيه، به تازگي مطرح کرده است که بايد عفونت هليکوباکترپيلوري به طور گسترده غربالگري شده و تحت درمان قرار گيرد تا خطر سرطان معده در جمعيت‌هاي پرخطر کاهش يابد.


رژيم‌هاي موجود درماني چيست و چگونه مي‌توانيم از ميان آنها انتخاب کنيم؟

درمان‌هاي بسياري براي ريشه‌کني پيشنهاد شده است (کادر 1). رژيم‌هاي تک‌دارويي و دو دارويي‌ـ به‌‌طور‌معمول يک مهار کننده پمپ‌ پروتون و يک آنتي‌بيوتيک – هميشه با نتايج نااميدکننده همراه بوده است. يک رژيم سه دارويي بسيار اثربخش که اساس آن مهارکننده پمپ پروتون بود – شامل امپرازول، تينيدازول و کلاريترومايسين- اولين بار در سال 1993 گزارش شد. مدت کوتاهي بعد، يک رژيم سه دارويي مشابه، که به جاي نيتروايميدازول از آموکسي‌سيلين استفاده کرد و ميزان ريشه‌کني آن بسيار بالا بوده و با رژيم قبل قابل مقايسه بود، پيشنهاد شد. از آن پس، درمان سه دارويي با يک مهار کننده پمپ پروتون، کلاريترومايسين و آموکسي‌سيلين يا مترونيدازول، به رايج‌ترين رژيم درماني توصيه شده براي ريشه‌کني تبديل شده است. دو فرابررسي نشان داد که مهارکننده‌هاي متفاوت پمپ پروتون چنانچه در درمان سه‌دارويي تجويز شوند تاثير يکسان دارند اما دوز دو برابر از دوز منفرد اثربخش‌تر است. يک فرابررسي از کارآزمايي‌هاي تصادفي شده شاهددار نشان داد که فقط 5 از بيماران دچار عوارض جانبي شدند (مانند اسهال، تهوع، و اختلالات چشايي) و اين موارد به ندرت به قطع درمان منجر شده است.


مدت بهينه درمان سه‌دارويي چه‌قدر است؟

درباره مدت بهينه درمان سه‌دارويي (7، 10، يا 14 روز) بحث‌هاي فراوان صورت گرفته است. رژيم‌هاي دارويي که اساس آنها مهارکننده‌هاي پمپ پروتوني است ابتدا به صورت رژيم‌هاي يک هفته‌اي پيشنهاد شدند. با اين حال، جديدترين راهکارهاي اروپا و آمريکا توصيه مي‌کند مدت بهينه درمان براي ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري14 روز است. ما به تازگي يک فرابررسي از کارآزمايي‌هاي تصادفي شده شاهددار انجام داديم که در آن اثربخشي تجويز رژيم‌هاي سه دارويي با پايه مهار کننده پمپ پروتون با مدت‌هاي متفاوت مورد مقايسه قرار گرفت و نتيجه گرفتيم که افزايش مدت درمان بيش از 7 روز تنها به افزايش مختصر ميزان ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري منجر مي‌شود. افزايش مدت درمان به 10 روز سبب 4 افزايش ريشه‌کني و افزايش آن به 14 روز به 5 افزايش منجر مي‌شود. تاکنون، اين افزايش فقط در رژيم‌هاي حاوي آموکسي‌سيلين مشاهده شده است؛ پيش از آنکه اثربخشي افزايش مدت زمان رژيم‌هاي سه‌دارويي حاوي مترونيدازول مورد ارزيابي قرار گيرد، تحقيقات بيشتري مورد نياز است. افزايش اثربخشي در بيماراني که سوءهاضمه بدون زخم داشتند (تفاوت نسبي خطر
11) از آنهايي که زخم پپتيک داشتند (تفاوت خطر نسبي 2) بيشتر بود. بنابراين، اگر اين نتايج به‌وسيله کارآزمايي‌هاي تصادفي شده شاهددار بزرگ با ساختار مناسب مورد تاييد قرار گيرند، ممکن است در آينده طول درمان‌هاي متفاوتي پيشنهاد شود که بر اساس شرايط متفاوت و ابتلاي بيمار به سوءهاضمه همراه با زخم پپتيک يا بدون آن تعيين مي‌شود. با اين حال به نظر مي‌رسد اين تفاوت‌هاي مختصر ارتباط باليني ندارند و ما تصور مي‌کنيم که بايد مدت استاندارد درمان 7 روز باشد، هر چند ممکن است بر اساس ميزان موفقيت محلي درمان 14-10 روز مدنظر قرار گيرد.

پرسش‌هاي بي‌پاسخ

هزينه ـ اثربخش‌ترين راهبرد درماني کدام است؟

آيا ميزان ريشه‌کني در بيماران مبتلا به بيماري زخم پپتيک با مبتلايان سوءهاضمه بدون زخم متفاوت است؟

چه عواملي به جز مقاومت به آنتي‌بيوتيک‌ها و پايبندي به درمان، شکست درمان را پيش‌بيني مي‌کند؟


چرا درمان ريشه‌کني با شکست روبه‌رو مي‌شود؟

دو عامل به‌طور يکسان بر پيامد درمان اثر مي‌گذارد: عفونت با هليکوباکترپيلوري مقاوم به دارو و پايبندي بيمار به درمان. يک فرابررسي از کارآزمايي‌هاي مقايسه‌اي و يک مرور نظام‌مند نشان دادند که مقاومت دارويي عامل اصلي پيش‌بيني کننده شکست درمان سه‌دارويي است (مهار کننده پمپ پروتون- کلاريترومايسين- آموکسي‌سيلين يا مترونيدازول). مقاومت به کلاريترومايسين قوي‌ترين پيش‌بيني کننده شکست درمان است.

زماني که شيوع مقاومت به کلاريترومايسين در جمعيت به
20
-15 مي‌رسد، ميزان ريشه‌کني رژيم سه دارويي حاوي کلاريترومايسين به زير آستانه توصيه شده (که 80 است) کاهش مي‌يابد. بنابراين، در مناطقي که ميزان مقاومت به کلاريترومايسين زياد است (بيش از 20-15) يا زماني که بيماران قبلا يک ماکروليد دريافت کرده‌اند، نبايد از درمان سه‌دارويي با پايه کلاريترومايسين براي درمان عفونت هليکوباکترپيلوري استفاده شود.

برعکس، يک مطالعه تصادفي شده شاهددار دوسوکور نشان داد که مقاومت به مترونيدازول تاثير چشمگيري بر پيامد رژيم‌هاي حاوي نيتروايميدازول ندارد و بر اساس نتايج مرورهاي نظام‌مند اين رژيم‌ دارويي در مناطقي که شيوع مقاومت به مترونيدازول به 40 مي‌رسد، بهتر از رژيم حاوي آموکسي‌سيلين عمل مي‌کند (آموکسي سيلين، کلاريترومايسين، مهارکننده‌ پمپ پروتون). در بيماراني که به پني‌سيلين حساسيت دارند بايد رژيم حاوي مترونيدازول مدنظر قرار گيرد.

پايبندي بيمار به رژيم دارويي نيز نقش مهمي در ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري دارد و بايد زماني که يک رژيم چند دارويي پيشنهاد مي‌شود مدنظر قرار گيرد. بنابراين بيماران بايد کاملا آگاه شوند که موفقيت درمان به پايبندي درمان از طرف آنان بستگي دارد.


درمان چهار دارويي چه زماني بايد مدنظر قرار گيرد؟

يک فرابررسي از کارآزمايي‌هاي تصادفي شده شاهددار مقايسه‌اي نشان داد که درمان چهاردارويي حاوي يک مهارکننده‌ پمپ پروتون، بيسموت، مترونيدازول وتتراسيکلين به همان ميزان رژيم سه دارويي حاوي کلاريترومايسين (?80) به ريشه‌کني منجر مي‌شود. همين‌طور مشخص شد که هر چند ميزان ريشه‌کني درمان سه‌دارويي با افزايش مقاومت به کلاريترومايسين (بيش از20-15) کاهش مي‌يابد، اثربخشي درمان چهاردارويي فاقد کلاريترومايسين در اين شرايط بالاي 80 باقي مي‌ماند. بنابراين مي‌توان در مناطقي که شيوع مقاومت به کلاريترومايسين بالاست (بيش از 20-15) يا در بيماراني که قبلا يک ماکروليد دريافت کرده‌اند، درمان چهاردارويي را به عنوان درمان خط اول مدنظر قرار داد.

يک فرابررسي از کارآزمايي‌هاي مقايسه‌اي نشان داد که درمان چهار دارويي با پايه مهارکننده‌ پمپ پروتون زماني که بيش از 7 روز تجويز شود حدود 6 موثرتر است (فاصله اطمينان 95 : 9-3). مشکل اصلي اين رژيم دارويي پيچيدگي آن است (تعداد زياد قرص‌هاي مصرفي به مدت 14-7 روز) که ممکن است پايبندي درمان توسط بيمار را تحت تاثير قرار دهد. با اين حال، در يک فرابررسي تفاوتي در پايبندي بيماران بين رژيم سه دارويي و چهاردارويي يافت نشد.

اين مطالعه همچنين نشان داد ميزان بروز عوارض جانبي در درمان چهار دارويي مشابه با رژيم سه دارويي با پايه کلاريترومايسين است. نتايج تجزيه و تحليل‌هاي که ميزان هزينه را مورد مقايسه قرار دادند حاکي از آن است که هزينه متوسط درمان چهار دارويي 10 روزه با درمان‌هاي توصيه شده فعلي که حاوي رژيم‌هاي سه دارويي با پايه مهار کننده پمپ پروتون به مدت 7 روز هستند مشابه است. محدوديت اصلي استفاده گسترده از درمان چهار دارويي در سرتاسر جهان آن است که ترکيبات بيسموت در بسياري از کشورها در دسترس نيستند.

يک درمان سه دارويي جايگزين؟

در مناطقي که شيوع مقاومت به کلاريترومايسين بسيار زياد است، يک رژيم جايگزين 7 روزه حاوي يک مهار کننده پمپ پروتون، ‌آموکسي‌سيلين ومترونيدازول پيشنهاد شده است. يک کارآزمايي مقايسه‌اي تصادفي شده که در ژاپن انجام شد نشان داد که در حضور سويه‌هاي حساس به مترونيدازول و پس از شکست رژيم سه دارويي حاوي کلاريترومايسين، اين رژيم درماني بسيار اثربخش است (با ميزان ريشه‌کني >90). با اين حال يک فرابررسي نشان داد اين رژيم دارويي در صورت وجود مقاومت به مترونيدازول، 30 تاثير کمتري دارد. در صورت تاييد اين مساله در مطالعات آينده، مي‌توان در مناطقي که ميزان مقاومت به مترونيدزاول کم است اين رژيم را به عنوان درمان خط دوم مدنظر قرار دارد.


آيا آزمون حساسيت ضد ميکروبي براي ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري ضروري است؟

آزمون حساسيت ضد ميکروبي براي انتخاب درمان مناسب براي هر بيمار توصيه شده است. در سه کارآزمايي بزرگ باليني، مقايسه‌اي و تصادفي شده ميزان اثربخشي درمان سه دارويي تجربي با رژيم‌هاي خط اولي که بر اساس آزمون حساسيت پيش از درمان انتخاب شده بودند مورد مقايسه قرار گرفت و نتايج متناقضي به دست آمد. در يک کارآزمايي که بيش از 240 بيمار مورد بررسي قرار گرفت مشخص شد که انتخاب درمان مناسب براي هر بيمار ميزان ريشه‌کني را افزايش نمي‌دهد. برعکس، دو کارآزمايي با شرکت 259 بيمار افزايش معني‌دار ميزان ريشه‌کني را در گروهي که به طور تصادفي انتخاب شده و در آنها آزمون حساسيت ضد ميکروبي پيش از درمان انجام شده بود، گزارش کردند.

به‌علاوه، در دو کارآزمايي تصادفي شده بزرگ که راهبردهاي درمان تجربي را با درمان بر پايه آزمون حساسيت‌سنجي مورد مقايسه قرار دادند، تفاوتي در ميزان ريشه‌کني بين دو روش در بيماراني که براي دومين بار براي ريشه‌کني اقدام کرده بودند مشاهده نشد. براي کاهش شکست درمان در اين بيماران بايد از تکرار دوره دوم درمان ماکروليدي اجتناب شود زيرا احتمال مقاومت وجود دارد.

آزمون حساسيت ضدميکروبي محدوديت‌هاي متعددي دارد. اول آنکه مقاومت نسبت به مترونيدازول در محيط آزمايشگاهي ممکن است دقيقا بازتاب مقاومت در بدن نباشد و بنابراين آزمون حساسيت مترونيدازول به طور روتين توصيه نمي‌شود به ويژه اگر مقاومت به مترونيدازول از لحاظ باليني کمتر از مقاومت به کلاريترومايسين مطرح است. همچنين آزمون حساسيت ضدميکروبي گران است و به طورگسترده در سرتاسر کشور انجام نمي‌شود، به طور معمول در بسياري از بيمارستان‌ها انجام نمي‌شود و از همه مهم‌تر اين آزمون حين آندوسکوپي دستگاه گوارش فوقاني و از طريق بيوپسي معده انجام مي‌گيرد که پرهزينه بوده، به خوبي توسط تمام بيماران تحمل نمي‌شود و در موارد متعددي انديکاسيون ندارد (نظير سوءهاضمه بررسي نشده). بنابراين در طبابت باليني رايج، نقش آزمون حساسيت ضدميکروبي در حاشيه قرار دارد.


آيا وقت آن است که براي ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري از درمان متوالي(1) استفاده کرد؟

در سال‌هاي اخير يک راهبرد درماني جايگزين که تحت عنوان درمان متوالي شناخته مي‌شود، براي ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري پيشنهاد شده است. اين درمان شامل يک مهارکننده پمپ پروتون همراه با آموکسي‌سيلين به مدت 5 روز، سپس يک مهارکننده پمپ پروتون همراه با کلاريترومايسين و يک نيتروايميدازول به مدت 5 روز ديگر است. تنها کارآزمايي بزرگ دوسوکور شاهددار با دارونما و تصادفي شده که تاکنون منتشر شده است نشان داد با وجود آنکه اين رژيم حاوي يک ماکروليد است، ميزان ريشه‌کني آن در سويه‌هاي مقاوم به کلاريترومايسين بسيار بالاست
(9/88 )، اين رقم در رژيم استاندارد سه دارويي 6/28 است؛ هر دو رژيم در سويه‌هاي حساس به کلاريترومايسين نتيجه يکساني دارند (94 ). يک فرابررسي جديد از کارآزمايي‌هاي تصادفي شده شاهددار که درمان متوالي خط اول را با رژيم‌هاي استاندارد سه دارويي مورد مقايسه قرار داد به اين نتيجه رسيد که درمان متوالي بر درمان سه دارويي استاندارد ارجح است. با اين حال، اطلاعات حاصل از درمان متوالي به جز در ايتاليا توسط محققان ساير کشورها به تاييد نرسيده است و بسيار زود است که اين رژيم دارويي براي طبابت باليني توصيه شود. علاوه بر اين در يک کارآزمايي تصادفي شده شاهددار چند مرکزي که به تازگي انجام شده است، درمان متوالي 10 روز يا تجويز همان داروها به مدت 7 روز مورد مقايسه قرار گرفت (همان آنتي‌بيوتيک‌ها به طور همزمان تجويز شدند نه به طور متوالي). نتيجه آنکه تجويز داروهاي مشابه چه به طور همزمان چه به طور متوالي با نتايج يکساني همراه است و شايد تجويز داروها به شيوه متوالي ضروري نباشد.

کادر 1. درمان‌هاي استاندارد و خط سوم ريشه‌کني - هليکوباکترپيلوري

درمان‌هاي استاندارد

درمان سه دارويي: مهارکننده پمپ پروتون (دوز استاندارد) دو بار در روز + کلاريترومايسين 500 ميلي‌گرم دو بار در روز + مترونيدازول 500 ميلي‌گرم دو بار در روز يا آموکسي‌سيلين 1000 ميلي‌گرم دو بار در روز، به مدت 7، 10، يا 14 روز

درمان چهار دارويي: مهارکننده پمپ پروتون (دوز استاندارد) دو بار در روز + مترونيدازول 500 ميلي‌گرم سه بار در روز + تتراسيکلين 500 ميلي‌گرم چهار بار در روز + بيسموت ساب‌سيترات 120 ميلي‌گرم 4 بار در روز، به مدت 7، 10 يا 14 روز

درمان خط سوم

مهارکننده پمپ پروتون (دوز استاندارد) دو بار در روز + آموکسي‌سيلين 1000 ميلي‌گرم دو بار در روز+ لووفلوکساسين 500 ميلي‌گرم دو بار در روز به مدت 10 روز


چه موقع رژيم حاوي لووفلوکساسين مدنظر قرار گيرد؟

زماني که تلاش براي ريشه‌کني چندين بار با شکست مواجه شود رژيم حاوي لووفلوکساسين که اغلب شامل يک مهارکننده پمپ پروتون و لووفلوکساسين همراه با آموکسي‌سيلين به مدت 10 روز است، پيشنهاد ‌شده است. دو فرابررسي از کارآزمايي‌هايي که رژيم با پايه لووفلوکساسين را با رژيم چهار دارويي مقايسه کرده‌اند، اثربخشي بالاي آن را مورد تاييد قرار دادند. با اين حال، اگر چه متون پزشکي به سرعت در حال گسترش است، لازم است پيش از توصيه به چنين درماني مطالعات تصادفي شده شاهددار با ساختار مناسب و اعتبار بالا انجام شود. زماني که هليکوباکترپيلوري به لووفلوکساسين مقاوم باشد اثربخشي اين رژيم درماني بسيار کاهش مي‌يابد. بنابراين بايد مصرف آن به موارد انتخابي محدود شود، زماني که درمان‌هاي استاندارد و معتبر به ريشه‌کني منجر نشده است. علاوه بر اين، بايد از پيدايش سويه‌هاي ميکروبي مقاوم به لووفلوکساسين اجتناب شود زيرا اين آنتي‌بيوتيک اساس درمان عفونت‌هاي دستگاه تنفس است.


رژيم‌هاي با پايه ريفابوتين و فورازوليدون چگونه است؟

رژيم‌هايي که اساس آن ريفابوتين و فورازوليدون است به عنوان رژيم‌هاي نجات‌بخش زماني که درمان‌هاي معتبر نتوانسته‌اند به ريشه‌کني دست يابند پيشنهاد شده است. با اين حال تجويز رژيم‌هاي حاوي ريفابوتين بايد محدود شود زيرا اين دارو در درمان سويه‌هاي مقاوم مايکوباکتريوم توبرکولوزيس به کار مي‌رود. علاوه بر اين ميزان ريشه‌کني اين رژيم‌ها به طور چشمگيري کمتر از رژيم‌هاي حاوي لووفلوکسامين است. اين يافته‌ها همراه با افزايش خطر سميت مغز استخوان و هزينه بالاي آن، مانع از آن مي‌شود که اين رژيم به عنوان درمان رايج هليکوباکترپيلوري توصيه شود.

نکاتي براي غير متخصصان

رژيم‌هاي سه دارويي يا چهار دارويي با داروهاي متعدد درمان استاندارد عفونت هليکوباکترپيلوري هستند.

يک هفته درمان سه دارويي ممکن است براي علاج هليکوباکترپيلوري کافي باشد.

در بيماراني که قبلا با يک ماکروليد مواجهه داشته‌اند از تجويز رژيم‌هاي با پايه کلاريترومايسين خودداري کنيد.

پيروي همه جانبه از راهکارهاي فعلي به‌طور چشمگير از شکست درمان مي‌کاهد.

بيمار را آگاه کنيد که ميزان موفقيت درمان به ميزان پايبندي وي به درمان بستگي دارد.

در طبابت باليني رايج، آزمون حساسيت ضد ميکروبي نقش محدودي دارد.

ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري بايد از طريق آزمون تنفسي اوره تاييد شود که حداقل 4 هفته پس از ختم درمان انجام مي‌شود.

ميزان عفونت مجدد ساليانه کم است(حداقل در کشورهاي صنعتي) بنابراين انجام کنترل نظام‌مند براي عود ضروري نيست.


رژيم‌هاي سه دارويي يا چهار دارويي با پايه فورازوليدون نيز براي ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري توصيه شده است. مزيت اصلي اين دارو هزينه پايين و عدم مقاومت در برابر آن است. با اين حال، فورازوليدون که در اروپا و کشورهاي غربي به راحتي در دسترس نيست، بايد با دوزهاي نسبتا بالا تجويز شود که در بسياري موارد به عوارض جانبي همچون اسهال منجر مي‌شود.در نهايت، اطلاعات موجود درباره اثربخشي آن همخوان نبوده و اجازه نتيجه‌گيري قطعي درباره رژيم‌هاي با پايه فورازوليدون را مقدور نمي‌سازد.


چگونه مي‌توان ريشه‌کني را تاييد کرد؟

پيگيري پس از درمان بايد با استفاده از آزمون‌هاي غيرتهاجمي با حساسيت و ويژگي‌ بالا صورت گيرد. مرورهاي نظام‌مند به اين نتيجه رسيده‌اند که آزمون تنفسي اوره، آزمون انتخابي است؛ حساسيت و ويژگي آن به بيش از 95 بالغ مي‌شود. آزمون آنتي‌ژن مدفوع يک روش جايگزين است هر چند از آزمون تنفسي اوره دقت کمتري دارد. روش‌هاي تهاجمي بايد به مواردي محدود شوند که در آنها اندوسکوپي مکرر انديکاسيون دارد (نظير زخم معده). بايد از روش‌هايي که حساسيت پاييني دارند مانند آزمون اوره‌آز سريع اجتناب شود؛ بررسي بافت‌شناسي روي نمونه‌هاي متعدد معده ارجح است. ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري بايد حداقل 4 هفته پس از پايان درمان تاييد شود.


آيا ممکن است عفونت مجدد هليکوباکترپيلوري رخ دهد؟

عود عفونت هليکوباکترپيلوري ناشايع است. موارد معدودي که رخ مي‌دهند ممکن است ناشي از بازگشت عفونت پيشين(1) يا عفونت مجدد با هليکوباکترپيلوري باشند. بازگشت عفونت پيشين زماني رخ مي‌دهد که سويه منشا (اصلي) هليکوباکترپيلوري مجددا کلونيزه مي‌شود و در زماني ديرتر شناسايي ‌گردد؛ عفونت مجدد زماني رخ مي‌دهد که بيمار به يک سويه جديد هليکوباکترپيلوري آلوده مي‌شود. مطالعات بزرگ اپيدميولوژيک آينده‌نگر نشان داده‌اند که وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي جامعه و شيوع هليکوباکترپيلوري در جمعيت، عوامل خطرزاي عفونت مجدد هستند. در کشورهاي صنعتي، خطر کلي عفونت مجدد 4/3 به ازاي هر بيمار در سال تخمين زده مي‌شود اما اين رقم در کشورهاي در حال توسعه به 7/8 مي‌رسد. در چندين کشور از جمله چين، آفريقاي جنوبي، لهستان و ترکيه با وجود شيوع بالاي عفونت ميزان عود کم است. ميزان عود با گذر زمان کاهش مي‌يابد و پس از يک سال با ميزان کسب عفونت هليکوباکترپيلوري در بزرگسالان برابر مي‌شود (2-5/0 در سال). ممکن است عفونت مجدد از طريق حفره دهان (پلاک دنداني، زبان) و اندوسکوپي رخ دهد؛ با اين حال براي تعيين ارتباط باليني اين منابع بالقوه به انجام مطالعات بيشتر نياز است. اکثر مطالعات آينده‌نگر به اين نتيجه رسيده‌اند که اعضاي خانواده به عنوان مخزني براي عفونت مجدد عمل نمي‌کنند بنابراين غربالگري يا درمان اعضاي بي‌علامت خانواده براي جلوگيري از عفونت مجدد منطقي به نظر نمي‌رسد. از آنجا که ميزان عفونت مجدد ساليانه کم است (حداقل در کشورهاي صنعتي)، لازم نيست پس از ريشه‌کني کنترل نظام‌مندي از نظر عود عفونت هليکوباکترپيلوري انجام شود.

نکات خلاصه

شيوع هليکوباکترپيلوري بسيار متغير است و در مطالعات جمعيتي بين‌المللي حدود 50 است. درمان سه دارويي يا چهار دارويي با داروهاي متعدد،‌ درمان استاندارد است. مقاومت به کلاريترومايسين و مترونيدازول و عدم پايبندي به درمان پيش‌بيني کننده‌هاي اصلي شکست درمان هستند.

انتخاب موثرترين رژيم درمان بايد براساس شيوع مقاومت آنتي‌بيوتيک‌، به‌ويژه مقاومت به کلاريترومايسين و مترونيدازول صورت گيرد.

درمان فردي براساس آزمون حساسيت ضد ميکروبي نقش محدودي در راهبردهاي ريشه‌کني هليکوباکترپيلوري دارد. احتمال کلي عفونت مجدد 4/3 به ازاي هر بيمار در سال در کشورهاي صنعتي و 7/8 در کشورهاي در حال توسعه است.


نتيجه‌گيري

براي ريشه‌کني عفونت هليکوباکترپيلوري درمان‌هاي جايگزين بسياري پيشنهاد شده است. راهبرد درماني اوليه بايد بر اساس شيوع مقاومت دارويي، به‌ويژه مقاومت به کلاريترومايسين انتخاب شود. درمان‌هاي معتبر بايد بر انواعي که به تازگي پيشنهاد شده‌اند ارجح باشند زيرا اين موارد هنوز نياز به تاييد دارند. پيروي همه جانبه از راهکارهاي پذيرفته شده، شکست درمان را کاهش مي‌دهد.

چرا زن نصف مرد هست. طالبان

یک نسل سرگردان = عکس

یک نسل سرگردان

روزگاری درشهر بندری پاترا درکشور یونان بودم، آخرین ایستگاه پناهجویان افغانستانی، گوشه از شهر درنیزاری قرار داشت که با خیمه های پلاستیکی خودساز صورت یک ده کوچک را به خود گرفته بود واین ده رفته رفته توسط رسانه ها به کابل کوچک تبدیل شد زیرا از گل ولایش گرفته تا خانه ها وبرقی وهمه چیزش به کابل می ماند وازسوی دیگر انسانهایش نیز همان انسانهایی بودند که ازکابل واطراف آن آمده بود. انسانهای مظلوم وبدون هیچ گونه حقوق ومزایای زندگی. وقتی ازخواب برمیخواستم تنها امیدم دریا بود زیرا درآن طرف دریا تنها آرزو وفردای خیالاتی ام منتظر بود تا روزی آغوشش را به رویم بازکند وبا نوازشش تمام درد ها ورنج های چندین ساله ام را به باد دهد. اول دریا،
بعد کامیون های باربری هردو در تعادل همدیگر، وسایل رسیدن به هدف بود. مخفی ساختن در زیر کامیون ورسیدن به کشتی، خواب ها ی وآرزو های هرمسافر دیار درد، در پاترا بود.

آرزو های ما سوار بر کشتی های بود که ازبندر گاه آنجا به طرف ایتالیا حرکت میکردند. هرکشتی میتوانست بهترین شانس برای ما باشد و به بال بخت مراد ما منتهی گردد. اما هرگز این رویای خود بافته و خود ساخته به حقیقت مبدل نشد و هر روز مثل یک آدم مئوظف باید سراغ گشودن گره شانس خود بطرف کشتی ها و یا کامیون هایی که ممکن بود تقدیر و سرنوشت؛ مارا سوار بر آن کند می رفتم و در عین زمان احساسهای عجیب و غریبی اعتماد بنفس و هم چنین غرور وشخصیت انسانی را از درونم خالی میساخت و سئوال های بی پاسخی را بتکرار در ذهنم خلق.

سوالهایی که حتی بودن مارا نیز تحت تاثیر قرار میداد. ناگهان درذهن خود میگفتم که واقعا ما چگونه موجوداتی هستیم؟ اگرانسانیم چراازحقوق انسانی بر خوردارنیستیم؟ مگرچه تفاوتهای فزیکی بادیگر انسانها داریم؟ اگر داریم کدامست؟ اگر نداریم برای چه همیشه زباله های کارخانه ای انسان سازی شده بدور ریخته میشویم.

واقعا همه ای این بد بختی های که ما کشیدیم و داریم میکشیم همه و همه به مثابه ای دور ریختن ما از جامعه ای انسانی نیست؟. همه ای ناکارامدیها با ما عجین گشته است و یا به شکلی با این مصیبت ها گره خورده ایم که رها شدنش دست حضرت فیل است.

خیلی از این چرا ها، در ذهنم خانه میکرد علی الخصوص زمانیکه طرز نگاه مردم را نسبت بخود میدیدم نگاه های شان انگار خنجری فولادینی بود که مغز احساسم را میشکافت بر داشت های منفی ازاین سر یال ناتمام آوارگی هویدا بودو همه ای این مسایل داشت مرا ازدرون متلاشی میکرد و مرا به روزهای سخت زندگی پیوند میزدو همه ای خود باوری های من داشت نابود می شدو زمزمه های غمباری، در درونم ترانه میگشت و چمنزار چشمانم نمناک.

با خود به تفکر مینیشستم و میگفتم که این سرنوشت نکبت بار کی از سر ما رخت بر میچیند؟

نمیدانم که واقعا نسل کنونی ما در طول زندگیش با چه مصائیبهای تکان دهنده ای دست و پنجه نرم کرده است که هریک خود صد من کتاب است. نسلی که هیچ گاهی نه خوشی با خود داشتیم نه به دیگران ایجاد کردیم. یک نسل سرگردان و حیران بدست باد حوادث زمان سپرده شده ایم

گاهی به کوه میخوریم و گاهی به دریا سقوط می کنیم و خوراک دلچسپ برای ماهیها میشویم. در بستر زمان دست آورد ما جز کوله باری از پریشانی چیزی دیگری نبوده است و از زمانیکه من بیادم هست با پاهای خسته ام همیشه در سفر نا خواسته ی پس کوچه های غربت، طی طریق نمودم.
ازخو می پرسم، آیا مافقط برای مسافرت خلق شده ایم؟ ایا این جاده پایان نا پذیر است؟ اگر پا یانی در کار هست کی؟

چرا ما این قدرازچشم روزگار دورافتاده ایم؟ آیادر دفترسرنوشت ماهیچگونه خوشی و آرامی درج نگشته است؟ آیا ما انسان متفاوتی هستیم؟ مگر دستان ما چه کرده است که جز دست بند پلیس کسی دیگری اورا نمی فشارد آیا مگر چشمان ما ؛ لیاقت دیدن صحنه های خوشی زندگی را ندارد؟
چراهمیشه آسمان چشمان ما ابری و بارانی است؟ مگر لبان ما سزاوار تبسم نیست؟ آیا تماشا کردن .و لذت بردن از دنیای طبیعی از آن انسانهای دیار ما، نیست؟ چرا ما بعلل های گوناگون درپشت میله های زندانها گذرعمرمیکنیم؟

مگر ما چه عمل شنیع را مرتکیب شده ایم که دیگران از بالای کاخها نظاره گر بد بختی های ما باشد با این همه رنج و محنت بازهم در چشمان آنها، جزبوته های خار چیزی دیگری جلوه نمیکنیم واین همه نادیده انگاشتن بشر، به همدیگر نیست؟

در این لحظه مرا بیاد سخنان {ساراماگو} می اندازد که میگفت انسان ها میتواند سخت کور هم باشد ویا خودرابکور زدگی بزند و چشم بصیرت خودرا خاموش نماید.
می بینم که عملا چنین روزگاری سررسیده است سلولهای عاطفی انسان ها کهنه و فرسوده گشته دیگر کسی همدیگررا نمی بیند و نمی خواهد بی بیند و لهذا بیش از همه زمانها ی امروز ، تنهائی انسانها را محسوس است و این است که نسل ما در چنین عصر و زمانی قرار دارد بی هیچ بی پناه ویلان و سرگردان است..

یک رسالت تاریخی که نسل ما باید آن را انجام دهد انتقال این رنجها دردها و مصیبتها در سینه ای تاریخ فرداهای ما برای نسل آینده ای ما ست که امیدوارم دوستان گوشه ای ازین چرا ها و باید هارا به آینده گان منتقل نماید تا باشد که ره گشائی آنان قرار گیرد.

نویسنده: علی پناهی شهر آتن